تاریخ ارسال:ش, 1396/12/12 - 22:11 شناسه: 1197

شمه ‏ای از فضایل و مناقب فاطمه زهراسلام الله علیها

حضرت زهرا سلام الله علیها
حضرت فاطمه سلام الله علیها در پیشگاه خدا آن چنان عزیز بود که بارها مورد عنایت خاص خداوند قرار گرفت. روزی پیامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى شدیدى به او روى آورده بود، به خانه دخترش فاطمه سلام الله علیها رفت تا در آنجا مقدارى غذا میل...

شمه ‏ای از فضایل و مناقب فاطمه زهراسلام الله علیها

فضایل،مناقب و کرامات حضرت زهرا (سلام الله علیها)

(1)حضرت زهراسلام الله علیها هم به لحاظ نسب و خانواده و هم به جهت رفتار و منش شخصى و اوصاف فردى در اوج قله عظمت و بزرگى قرار دارد. و شهره جهان است. راستى کجا می توان خانواده اى یافت که مانند حضرت زهراسلام الله علیها پدرش معصوم، همسرش معصوم، فرزندان ذکورش معصوم و خودش نیز معصومه باشند؟ و کجا می توان خانه اى یافت که چنین انسانهاى بزرگى در آن جمع شوند، جز خانه گلى فاطمه سلام الله علیها؟ او در اوج طهارت و عصمت قرار دارد، به حدى که شناخت او جز براى ائمه علیهم السلام غیرممکن است.

امام صادق علیه السلام فرمود: «وَ هِیَ الصِّدِّیقَةُ الْکُبْرَى وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَى؛ او صدیقه کبراست که بر محور شناخت او قرنهاى گذشته دور زده است.» (2)
شاعر عرب به همین نکته اشاره کرده و می گوید:
وَحُبُّهَا مِنَ الصِّفَاتِ الْعَالِیَةِ        عَلَیْهِ دَارَتِ الْقُرُونِ الْخَالِیَةِ
«دوستى او از صفات ارزنده است، و قرنهاى گذشته بر محور او چرخیده.»
چگونه می توان او را شناخت، در حالى که خداى متعال به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده است: «یَا اَحْمَدَ! لَوْلَاکَ لَمَّا خَلَقْتُ الْاَفْلَاکَ وَلَولَا عَلِى لِمَا خَلَقْتُکَ وَلَوْلَا فَاطِمَةُ لِمَا خَلَقْتُکُمَا؛ (3) اى پیامبر! اگر تو نبودى هستى را نمی آفریدم، و اگر على علیه السلام نبود تو را خلق نمی کردم، و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را به وجود نمی آوردم.»
و پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه وآله درباره او فرمود: «ولو کان الحسن شخصا لکان فاطمة بل هى اعظم؛ ان فاطمة ابنتى خیر اهل الارض عنصرا وشرفا وکرما؛ (4) اگر [خوبیها و] زیباییها به صورت انسانى درآید، او فاطمه خواهد بود؛ بلکه او برتر [از آن] است، براستى که دخترم فاطمه برترین انسان روى زمین از نظر عنصر و ذات، و از نظر شرافت و بزرگوارى است.»
قطب عالم امکان، مهدى صاحب الزمان علیه السلام آنکه همه خوبیها در او جمع شده است، فاطمه سلام الله علیها را الگو و مقتداى خویش می داند و درباره مادرش فاطمه اطهر سلام الله علیها فرمود: «وَ فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ وَ سَیَتَرَدَّى الْجَاهِلُ رِدَاءَ عَمَلِهِ وَ سَیَعْلَمُ الْکَافِرُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ؛ (5) دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله زیباترین الگو براى من است، و به زودى نادان پستى عمل خویش را خواهد دید و کافران درمی یابند که پایان کار به نفع چه کسى می باشد.»
فاطمه سلام الله علیها، لیلة القدر ناشناخته است. امام صادق علیه السلام در تفسیر انا انزلناه فی للیلة القدر فرمود: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ اللَّیْلَةُ: فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ: اللَّهُ، فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا؛ (6) [اینکه خداوند می فرماید:] ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم، [مراد از] شب، فاطمه سلام الله علیها و مراد از قدر، خداوند است. در نتیجه هر کسى فاطمه سلام الله علیها را آنچنان که باید بشناسد، به حقیقت شب قدر را درک نموده است، و اینکه فاطمه سلام الله علیها، فاطمه نامیده شده است ، براى این است که مخلوق از [کنه] معرفت او عاجز است.»
حضرت زهرا سلام الله علیها از نظر زندگى مادى؛ بشرى همچون دیگران است؛ اما از جنبه معنوى بدانجا رسید که شناخت تمامى ابعاد شخصیتى آن حضرت بسى دشوار و دست یابى به تمام جوانب آن مشکل می نماید. مقامى که آن بزرگوار در اثر بندگى، شناخت و معرفت حضرت حق بدست آورد، مقامى بس عظیم و فضایل او بى شمار است.
پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله فرمود: «الویل، ثم الویل، الویل لمن شک فى فضل فاطمة سلام الله علیها؛ واى [و عذاب باد،] سپس واى، واى بر کسى که در فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها شک روا دارد.»
در طول تاریخ همواره درباره مناقب و فضایل یگانه گوهر عالم هستى و سرّ مستتر الهى فاطمه زهرا سلام الله علیها کتابهاى متعددى نوشته شده است که از آن جمله، می توان از کتب عامه به: «اتحاف السائل بمالفاطمة - رضى الله عنها - من الفضائل » از محمد حجازى شافعى؛ «الثغور الباسمة فى مناقب السیدة فاطمه سلام الله علیها » از جلال الدین سیوطى؛ «فضائل فاطمة الزهرا سلام الله علیها »، از حاکم نیشابورى، و از کتب شیعیان به: «الروضة الزهرا سلام الله علیها فى مناقب فاطمة الزهراء»، از محمد بن احمد خزاعى؛ «فضائل الزهراء سلام الله علیها »، از احمد بن على بن ابى طالب طبرسى؛ «الاربعون حدیثا فى فضائل السیدة فاطمة سلام الله علیها »، از نجم الدین شریف عسکرى، و دهها کتاب دیگر اشاره کرد.
على محمد على دخیل می گوید: «کتابخانه عمومى علمین در نجف به سال 1387 هـ . ق از کسانى که در مورد فاطمه زهرا سلام الله علیها کتاب یا مقاله اى نوشته اند، فراخوانى داده و این جانب حدود 300 کتاب که درباره ایشان نوشته شده بود، جمع کردم.» (7)

1. ولایت حضرت فاطمه سلام الله علیها
خداوند در ضمن حدیث معراج به پیامبر صلی الله علیه وآله می فرماید: «اى محمّد! تو، على، فاطمه، حسن، حسین و امامان از فرزندان حسین علیهم السلام را از نور خودم آفریدم و ولایت شما را بر اهل آسمانها و زمین عرضه کردم، هر کس آن را پذیرفت، نزد من در جرگۀ مؤمنان داخل شده و آن که انکار کند نزد من از گمراهان خواهد بود. اى محمد! اگر بنده اى از بندگان من، آن قدر مرا بپرستد و عبادت کند که از کار بیفتد و از لاغرى و ناتوانى مانند مشک فرسوده شود و بعد به هنگام ورود نزد من ولایت شما را انکار کند، او را نخواهم آمرزید تا اینکه اقرار به ولایت شما نماید. اى محمد! آیا دوست دارى آنان را ببینى؟ پیامبر صلی الله علیه وآله عرض کرد: آرى، خداوند فرمود: نگاه کن! پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می گوید: به طرف راست عرش نگاه کردم. نام خود، على، فاطمه، حسن، حسین، على، محمد، جعفر، موسى، على، محمد، على، حسن علیهم السلام را دیدم و نام مهدى علیه السلام را در وسط دیدم که مانند ستاره اى می درخشید. خداوند فرمود: اینها حجتهاى من بر آفریدگانم هستند... .» (8)

2. آفرینش حضرت فاطمه سلام الله علیها
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «خُلِقَ نُورُ فَاطِمَةَ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ: یَا نَبِیَّ اللَّهِ فَلَیْسَتْ هِیَ إِنْسِیَّةً فَقَالَ فَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِیَّة؛ (9) نور فاطمه سلام الله علیها قبل از خلقت زمین و آسمان آفریده شد، بعضى از مردم عرض کردند: اى پیامبر خدا! پس زهرا سلام الله علیها از آدمیان نیست؟ فرمود: فاطمه سلام الله علیها حوریه بشرى است.»
در جاى دیگر فرمود: «لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ خَلَقَهَا مِنْ نُورِ وَجْهِهِ ثُمَّ أَخَذَ ذَلِکَ النُّورَ فَقَذَفَهُ فَأَصَابَنِی ثُلُثُ النُّورِ وَ أَصَابَ فَاطِمَةَ ثُلُثُ النُّورِ وَ أَصَابَ عَلِیّاً وَ أَهْلَ بَیْتِهِ ثُلُثُ النُّورِ فَمَنْ أَصَابَهُ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ اهْتَدَى إِلَى وَلَایَةِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَنْ لَمْ یُصِبْهُ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ ضَلَّ عَنْ وَلَایَةِ آلِ مُحَمَّد؛ خداوند بهشت را از نور وجود خود آفرید، سپس آن را برگرفته و رها کرد. پس یک سوم آن به من [پیامبر صلی الله علیه وآله] و یک سوم آن به فاطمه سلام الله علیها، و ثلث باقیمانده به على علیه السلام و اهلبیت او رسید. پس هر کس که از آن نور به او برسد، به ولایت آل محمد صلی الله علیه وآله رهنمون می شود، و هر کس از آن نور به او نرسد، از ولایت آل محمد صلی الله علیه وآله گمراه شده است [و به بیراهه خواهد رفت].» (10)

3. مقام شفاعت حضرت فاطمه سلام الله علیها
از مقامات حضرت زهرا سلام الله علیها شفاعت و بشارت امت به نجات است.
در حدیثى آمده است: «روزى سلمان به پیامبر صلی الله علیه وآله عرض کرد: اى مولاى من! تو را سوگند به خدا از عظمت فاطمه سلام الله علیها در روز قیامت تعریفى بفرما.»
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله با تبسم رو به سلمان کرد و فرمود: «سوگند به آن آفریدگارى که جانم در دست اوست، فاطمه سلام الله علیها را در آن روز بر ناقه اى از ناقه هاى بهشت سوار می کنند، جبرئیل و میکائیل به ترتیب از راست و چپ او حرکت می کنند. على علیه السلام در پیشاپیش و حسن و حسینعلیهاالسلام از پشت سر وى را همراهى می کنند، تا بدین طریق فاطمه از صراط می گذرد و پس از گفتگوهاى زیاد، خطاب می رسد: اى فاطمه سلام الله علیها! هر چه می خواهى بخواه! دخترم عرض می کند:
أَسْأَلُکَ أَنْ لَا تُعَذِّبَ مُحِبِّی وَ مُحِبِّی عِتْرَتِی بِالنَّارِ فَیُوحِی اللَّهُ إِلَیْهَا یَا فَاطِمَةُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ ارْتِفَاعِ مَکَانِی لَقَدْ آلَیْتُ عَلَى نَفْسِی مِنْ قَبْلِ أَنْ أَخْلُقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِأَلْفَیْ عَامٍ أَنْ لَا أُعَذِّبَ مُحِبِّیکِ وَ مُحِبِّی عِتْرَتِکِ بِالنَّار؛ (11)
[بار الها] از تو می خواهم علاقه مندان خود و فرزندانم را در آتش نسوزانى. خداوند به او وحى می کند: اى فاطمه! به عزت و جلالم و به بلندى موقعیتم سوگند! دو هزار سال پیش از آنکه آسمانها و زمین را خلق کنم، بر خودم لازم کرده ام که علاقه مندان به تو و فرزندانت را با آتش عذاب نکنم.»
و در روایت دیگر فرمود: «وقتى روز قیامت شود، از باطن عرش ندا می رسد: اى اهل قیامت! چشمهاى خویش را پایین افکنید تا اینکه فاطمه سلام الله علیها، دختر محمد صلی الله علیه وآله با پیراهن خضاب شده به خون حسین علیه السلام عبور کند. در آن عرصه حضرت فاطمه سلام الله علیها پایه عرش را گرفته و عرضه می دارد: پروردگارا! تو جبار عادلى، بین من و کسانى که فرزندان مرا کشتند قضاوت فرما! رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: به حق خداى کعبه سوگند که پروردگارم به سنت من حکم خواهد فرمود.
آنگاه زهرا سلام الله علیها عرضه می دارد: اَللَّهُمَّ اشفِعنِى فِیمَن بَکَى عَلَى مُصِیبَتِهِ؛ پروردگارا! به من اجازه شفاعت کسانى را بفرما که در مصیبت حسینم علیه السلام گریه کرده اند. و خداى تعالى اذن شفاعت آنان را به ایشان عنایت می فرماید.» (12)
جابر بن عبدالله انصارى می گوید: «به حضرت باقر علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! یا بن رسول الله! براى من حدیثى در فضیلت جده ات فاطمه زهرا سلام الله علیها بفرمایید تا هنگامى که آن را براى شیعیان بیان می کنم، خوشحال گردند. امام باقر علیه السلام فرمود: پدرم و او از جدم، از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می فرمود که: در روز قیامت براى انبیا و رسل منبرهایى از نور برپا می شود و منبر من در روز قیامت از همه بلندتر است. آنگاه خداوند می فرماید: خطبه بخوان! پس خطبه اى بخوانم که احدى از انبیاء و رسل مانند آن را نشنیده است. پس براى اوصیا نیز منبرهایى از نور برافراشته می شود و در میان آنها منبرى براى وصى من، على بن ابى‌طالب نصب می گردد که از همه بلندتر است؛ آنگاه خداوند به على علیه السلام می فرماید: خطبه بخوان! پس خطبه اى می خواند که احدى از اوصیا مانند آن نشنیده است.
آنگاه براى فرزندان انبیا و رسل منبرهایى از نور نصب می گردد، پس براى دو فرزند و نوه و دو ریحانه ایام حیاتم (حسنین علیهماالسلام) منبرى برپا می شود و به آنان گفته می شود: خطبه بخوانید! و آن دو خطبه هایى می خوانند که هیچ یک از فرزندان انبیا و رسل مانند آن را نشنیده اند.
آنگاه منادى ـ که جبرئیل است ـ ندا می دهد: فاطمه سلام الله علیها دختر محمد صلی الله علیه وآله کجاست؟ آنگاه فاطمه سلام الله علیها برمی خیزد، [تا اینکه فرمود:] خداى تعالى می فرماید: اى اهل محشر! کرامت و بزرگوارى از آن کیست؟ محمد و على و حسنین علیهم السلام عرض می کنند: براى خداى واحد قهار. آنگاه خداوند می فرماید: اى اهل محشر! من امروز کرامت وبزرگى را براى محمد و على و فاطمه و حسنین علیهم السلام قرار دادم. اى اهل محشر! سرها را پایین افکنده و چشمها را ببندید، این فاطمه سلام الله علیها است که به سوى بهشت می رود.
آنگاه جبرئیل شتر بهشتى می آورد، در حالى که دو طرفش را دیباج آویزان کرده اند، و مهار آن از لؤلؤ تازه است. حضرت [فاطمه سلام الله علیها] بر آن سوار می شوند و خداى متعال صدهزار فرشته را در طرف راست و صدهزار فرشته در سمت چپ وى می فرستد، و صدهزار فرشته را مأمور می فرماید تا حضرت فاطمه سلام الله علیها را بر روى بالهاى خود سوار کنند تا ایشان را به در بهشت برسانند. وقتى که به در بهشت می رسند، حضرتش می ایستد، خداى متعال می فرماید: اى دخت حبیب من! چرا توقف کردى و حال آنکه من تو را امر کرده بودم به بهشت من درآیى؟ حضرت صدیقه سلام الله علیها عرض می کند: پروردگارا! دوست می دارم که ارزش و قدر و قیمت من در مثل چنین روزى شناخته شود.
خداوند می فرماید: یَا بِنْتَ حَبِیبِی! ارْجِعِی فَانْظُرِی مَنْ کَانَ فِی قَلْبِهِ حُبٌّ لَکِ أَوْ لِأَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّتِکِ خُذِی بِیَدِهِ فَأَدْخِلِیهِ الْجَنَّةَ! ؛ اى دختر حبیب من! برگرد و بنگر! هر که در قلبش محبت تو و یا محبت یکى از فرزندان تو باشد، دستش را بگیر و او را داخل بهشت نما.»
آنگاه امام باقر علیه السلام به جابر فرمود: «اى جابر! به خدا سوگند فاطمه سلام الله علیها در آن روز شیعیان و محبان خود را از صحراى محشر جدا می کند، همان طور که مرغ دانه خوب را از دانه بد جدا می کند. وقتى شیعیان فاطمه به در بهشت می رسند، حق تعالى به دل ایشان می اندازد که به پشت سر نگاه کنند. چون چنین می کنند، خداوند می پرسد: اى دوستان من! چرا به پشت سر نگریستید، با اینکه شفاعت فاطمه سلام الله علیها، حبیب خودم را در حق شما پذیرفتم؟ آنها می گویند: پروردگارا! می خواستیم در این روز قدر ما نزد تو، بر اهل محشر معلوم شود، خداوند می فرماید: اى دوستان من! برگردید به سوى محشر و بنگرید که هر کسى را شما براى دوستى فاطمه سلام الله علیها دوست دارید، و هر که شما را براى محبت فاطمه سلام الله علیها غذا داده باشد، هر که جامه پوشانیده باشد براى محبت فاطمه سلام الله علیها یا آب داده باشد براى محبت فاطمه سلام الله علیها، و هر که از شما غنیمتى را رد کرده باشد به خاطر محبت فاطمه سلام الله علیها، دست ایشان را بگیرید و داخل بهشت کنید.» (13)

4. حضرت فاطمه سلام الله علیها وحی خداوند به پیامبر صلی الله علیه وآله
در روایات زیادى به این مطلب اشاره شده است که نطفه فاطمه زهرا سلام الله علیها از میوه بهشتى تکون یافته است. از آن جمله، روایتى است که در «امالى» صدوق رضی الله عنه آمده که امام رضا علیه السلام فرمود: «پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: وقتى به معراج رفتم، جبرئیل دست مرا گرفت و وارد بهشت نمود. پس رطب بهشتى به من داد که آن را خوردم و آن غذا در صلبم به نطفه تبدیل شد. پس چون به زمین آمدم، با خدیجه سلام الله علیها هم‌بستر شدم و او به فاطمه سلام الله علیها حامله شد.» (14)
همچنین از مناقب آن حضرت این است که پیامبر صلی الله علیه وآله براى به وجود آوردن فاطمه سلام الله علیها مأمور به چهل روز عبادت شد و عظمت این منقبت آنجا روشن می شود که حضرت موسى علیه السلام نیز براى آوردن تورات مأمور به چهل روز عبادت شده بود. اگر چه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله براى آوردن قرآن مدتى را در غار حرا معتکف بود؛ ولى براى ایجاد فاطمه سلام الله علیها مأمور به چنین عبادتی طولانى گردید.
علامه مجلسى روایت می کند: «روزى پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه وآله در سرزمین ابطح نشسته بود و با او عمار، منذر بن ضخصاح، ابوبکر، عمر و عباس بودند. على علیه السلام هم در آن جمع بود که جبرئیل به صورت اصلى بر حضرت نازل شد و عرض کرد: خدا به تو سلام رسانده، می فرماید: باید چهل روز از خدیجه سلام الله علیها دورى کنى... پس چون چهل روز به پایان رسید، جبرئیل نازل شد وعرض کرد: خدایت سلام می رساند و می فرماید: خود را براى هدیه و تحفه اى آماده کن. حضرت فرمود: آن تحفه چیست؟ در جواب عرض کرد: از این تحفه خبرى ندارم. بعد از آن، میکائیل فرود آمد و با او طبقى بود و حضرت روزه خود را با طعام درون طبق افطار کرد. بعد از آن، جبرئیل خطاب به پیامبر صلی الله علیه وآله عرض کرد: خداوند به ذات خود سوگند یاد نموده که امشب از صلب تو ذریه اى طیب بیافریند.» (15)
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ورنه هر سنگ و گلى لؤلؤ و مرجان نشود

5 شبه پیامبر  
ام سلمه می گوید: «سلام الله علیها شبیه ترین مردم از لحاظ صورت به پیامبر صلی الله علیه وآله بود.» (16) و عایشه می گوید: «شبیه تر از فاطمه سلام الله علیها در گفتار به پیامبر صلی الله علیه وآله ندیدم.» (17) و جابر می گوید: «هر گاه فاطمه سلام الله علیها راه می رفت، به یاد حضرت رسول صلی الله علیه وآله می افتادم.» (18) پس فاطمه سلام الله علیها شبیه ترین مردم به پیامبر صلی الله علیه وآله بود صورتاً، سیرتاً و کلاما                        

6. فاطمه سلام الله علیها؛ حجت خدا بر خلق
رسول الله صلی الله علیه وآله فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ عَلِیّاً وَ زَوْجَتَهُ وَ أَبْنَاءَهُ حُجَجَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ- وَ هُمْ أَبْوَابُ الْعِلْمِ فِی أُمَّتِی- مَنِ اهْتَدَى بِهِمْ هُدِیَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیم؛ (19)
خداوند متعال على علیه السلام، همسر و فرزندانش را حجت بر مخلوقاتش قرار داده و آنان درهاى علم در میان امت من هستند. هر کس به وسیله آنان هدایت جوید، به راه راست هدایت یافته است.»

7. علم فاطمه سلام الله علیها
از دیگر فضایل فاطمه زهرا سلام الله علیها علم ایشان به آینده و حوادث قبل است. سلمان می گوید: «روزى عمار به من گفت: آیا خبر عجیبى به تو بدهم؟ گفتم: آرى! عمار گفت: على بن ابى‌طالب علیه السلام را دیدم که بر فاطمه سلام الله علیها وارد شد؛ چون چشم فاطمه سلام الله علیها بر او افتاد، گفت: اجازه می دهى از گذشته و حال و آینده تا روز قیامت خبر دهم؟ عمار می گوید: سپس دیدم که امیرمؤمنان علیه السلام به عقب برگشت، به مسجد رفت و به خدمت پیامبر صلی الله علیه وآله رسید. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «نزدیک بیا یا ابا الحسن! چون نزدیک پیغمبر صلی الله علیه وآله رسید فرمود: «تو می گویى یا من بگویم؟» حضرت امیر علیه السلام عرض کرد: «حدیث شما و کلام شما بهتر است»، و آن گاه پیامبر صلی الله علیه وآله جریان را بیان نمود... عمار می گوید: «سپس امیرمؤمنان علیه السلام از مسجد خارج شد و من هم با او بیرون رفتم، و حضرت بر فاطمه سلام الله علیها وارد شد و او از آنچه على علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه وآله گفته بود، خبر داد.» (20)
و نیز در روایتى از امام کاظم علیه السلام نقل شده است که فرمود: «فاطمه سلام الله علیها از تمام صحابه داناتر بود، جز از شوهرش.» (21) و مکرر می شد که پیامبر صلی الله علیه وآله مردم را به فاطمه زهرا سلام الله علیها ارجاع می داد و او به مردم پاسخ کافى می داد؛ چرا که آنچه را که دیگران نمی دانستند، او می دانست.
روزى رسول خدا صلی الله علیه وآله با عده اى از اصحاب نشسته بودند، حضرت رو به اصحاب کرده، فرمودند: «براى زنان چه چیزى بهتر است؟» آنها نتوانستند جوابى بگویند. حضرت على علیه السلام این خبر را به فاطمه سلام الله علیها رسانید و آن حضرت پاسخ داد که: «[شما نگفتید] بهترین چیز براى زن آن است که نه مردى او را ببیند و نه او مردى را ببیند؟»
على علیه السلام این جواب را به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض کرد. حضرت فرمودند: «چه کسى این جواب را به تو گفت؟» عرض کرد: «فاطمه سلام الله علیها.» حضرت فرمودند: «به‌ راستى که او پاره تن من است.» (22) و چه بسیار اتفاق می افتاد که زنان مسائل خود را از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می پرسیدند.

8. ایمان کامل
در روایتى آمده است که: روزى ابوذر به خانه على علیه السلام می رود و حضرت را صدا می زند؛ ولى کسى جواب نمی دهد، در حالى که سنگ آسیا خود به خود در حال چرخش بوده. پس جریان را به حضرت رسول صلی الله علیه وآله خبر داد، پیامبر صلی الله علیه وآله به او فرمود: «إِنَّ ابْنَتِی فَاطِمَةَ مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهَا وَ جَوَارِحَهَا إِیمَاناً وَ یَقِیناً؛ (23) خداوند قلب و جوارح دخترم فاطمه سلام الله علیها را از ایمان و یقین پر نموده است.» بنابراین، چون خداوند ضعف فاطمه سلام الله علیها را می داند، با فرستادن فرشته او را در زندگى یارى می دهد.
ابن صباغ در الفصول المهمه از پیامبر صلی الله علیه وآله نقل می کند که فرمود: «کَمُلَ مِن الرِّجَالِ کَثیرٌ وَ لَم یَکمُل مِنَ النِّسَاءِ اِلا مَریَمَ بِنتَ عِمرَانِ وَ آسیةَ بِنتِ مُزَاحِم و اِمرَاَةَ فِرعَونَ وَ خَدیجَةَ بِنتِ خُوَیلد وَ فَاطِمَةَ بِنتِ مُحَمَّدٍ؛ مردان بسیارى [از لحاظ ایمان] کامل شده اند؛ اما از زنان تنها مریم دختر عمران سلام الله علیها، آسیه دختر مزاحم سلام الله علیها و همسر فرعون، خدیجه دختر خویلد سلام الله علیها و فاطمه سلام الله علیها دختر محمد صلی الله علیه وآله به کمال رسیدند.» این روایت را مسلم، بخارى و ترمذى نیز نقل نموده اند. (24)

9. اولین بهشتی
حضرت فاطمه سلام الله علیها از نخستین کسانى است که به بهشت می رود. (25) در روایتى می خوانیم: «اَوَّلُ شَخصٍ یُدخِلُ عَلَى الجَنَّةِ فَاطِمَةُ بِنتِ مُحَمَّدٍ؛ (26) اول کسى که وارد بهشت می شود، فاطمه دختر محمد صلی الله علیه وآله است.»

10. نزول مائده آسمانى بر فاطمه سلام الله علیها
حضرت فاطمه سلام الله علیها در پیشگاه خدا آن چنان عزیز بود که بارها مورد عنایت خاص خداوند قرار گرفت. روزی پیامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى شدیدى به او روى آورده بود، به خانه دخترش فاطمه سلام الله علیها رفت تا در آنجا مقدارى غذا میل کند؛ ولى فاطمه سلام الله علیها و فرزندانش نیز گرسنه بودند. رسول خدا صلی الله علیه وآله خانه دخترش را ترک کرد و هنوز چند قدمى نگذشته بود که یکى از همسایگان او مختصر طعامى براى فاطمه سلام الله علیها فرستاد. در این هنگام فاطمه سلام الله علیها با خود گفت: «سوگند به خدا! خود و فرزندانم گرسنه می مانیم؛ ولى این مختصر غذا را براى پدرم نگاه می دارم.» بنابراین یکى از فرزندانش را به دنبال پدر فرستاد و حضرت را به خانه اش دعوت کرد. فاطمه سلام الله علیها اهدایى همسایه را که دو تکه نان و مختصر گوشتى بود در ظرف سرپوشیده‌ای قرار داد و چون پدرش بازگشت آن را در مقابل حضرت قرار داد. در این هنگام فاطمه سلام الله علیها دید ظرف پر از غذا شده است. از این رو تعجب کرد و خیره خیره به آن نگاه می کرد.
رسول خدا صلی الله علیه وآله خطاب به دخترش فرمود: «اى فاطمه! این طعام را چگونه و از کجا بدست آورده اى؟ فاطمه سلام الله علیها در جواب عرض کرد: «هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابٍ» فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَکِ شَبِیهَةً بِسَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ فِی نِسَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی وَقْتِهِمْ فَإِنَّهَا کَانَتْ إِذَا رَزَقَهَا اللَّهُ تَعَالَى فَسُئِلَتْ عَنْهُ قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِساب»؛ (27) این از برکات الهى است که خداوند به هر کسى که بخواهد بدون محدودیت عطا می کند.
رسول خدا صلی الله علیه وآله [چون سخن دخترش را شنید] فرمود: سپاس خدایى که تو را همانند مریم سلام الله علیها، سرور زنان بنى اسرائیل قرار داده؛ زیرا او نیز هرگاه خداوند برایش چیزى می فرستاد و از او درباره آن سؤال می شد، می گفت: این طعام از جانب خداست و خداوند به هر کسى که بخواهد روزى بى حساب می دهد.» (28)
آنگاه رسول خدا صلی الله علیه وآله على علیه السلام را نیز به حضور فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سیر شدند و زنان و اهل بیت نیز دعوت شدند و خوردند، در حالى که غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود؛ حتى فاطمه سلام الله علیها براى همسایگان نیز از طعام آسمانى که از الطاف خفیه الهى سرچشمه گرفته بود، ارسال داشت. (29)
در روایتى دیگر آمده است: روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها رفت و وقتى وارد شد، دید چهره فاطمه سلام الله علیها زرد است. از حال او سؤال کرد، جواب داد: «سه روز است که غذا نخورده ایم.» پیامبر صلی الله علیه وآله وارد شد و حسن و حسین علیهماالسلام را بر پاى راست و چپ خود نشاند. بعد از آن على علیه السلام وارد شد. سپس پیامبر صلی الله علیه وآله رو به آسمان کرد و فرمود: «إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً؛ اى خدا و آقا و مولاى من! اینها اهل بیت من هستند. خدایا! پلیدى را از آنها ببر و آنها را حقیقتاً پاک گردان.»
بعد از آن فاطمه سلام الله علیها برخاست و دو رکعت نماز گزارد و دستها را رو به آسمان برده، فرمود: «إِلَهِی وَ سَیِّدِی! هَذَا مُحَمَّدٌ نَبِیُّکَ وَ هَذَا عَلِیٌّ ابْنُ عَمِّ نَبِیِّکَ وَ هَذَانِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سِبْطَا نَبِیِّکَ، إِلَهِی! أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ کَمَا أَنْزَلْتَهَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیل؛ اى خدا و آقاى من! این محمد صلی الله علیه وآله پیامبر تو و این على علیه السلام پسر عموى پیامبر تو و این دو حسن و حسین علیهماالسلام، دو فرزند پیامبر تو هستند. خدایا! مائده اى از آسمان بر ما نازل کن! همان گونه که بر بنى اسرائیل نازل فرمودى.» پس غذایى براى آنها فراهم شد و على علیه السلام گفت: «این از کجا رسید؟» پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «اى اباالحسن! بخور و سؤال نکن! خدا را شکر که نمردیم و خدا فرزندى را به ما مرحمت کرد، مانند مریم سلام الله علیها که «کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقا»؛ (30) «هرگاه زکریا علیه السلام بر او در کنار محراب وارد می شد، نزد او رزقى را مشاهده می کرد.»

11. همسری على علیه السلام
از دیگر افتخارات حضرت فاطمه سلام الله علیها این است که پدرى همچون رسول الله صلی الله علیه وآله و همسرى همچون على ابن ابى‌طالب علیه السلام داشت و اگر على علیه السلام نبود، هیچ همتایى براى فاطمه سلام الله علیها نبود تا با او ازدواج کند. (31)
در روایتى از رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله نقل شده است که فرمود: «به فاطمه سلام الله علیها چهار چیز در دنیا داده شده است: پدرى همچون من، شووهرى همچون على علیه السلام، فرزندانى همچون حسن و حسین علیهماالسلام... .» (32)
بضعه سید بشر ام ائمه غرر کیست           جز او که همسرى با شه لافتى کند

12. حبّ فاطمه سلام الله علیها برابر با حبّ خدا و رسول او
حب و بغض معصومین علیهم السلام - که از جمله آنها فاطمه زهرا سلام الله علیها است، در بسیارى از روایات مورد تأکید قرار گرفته است؛ به طورى که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در روایتى فرمودند: «خدایا! تو خود شاهد باش که من دوستدار آن کسى هستم که آنها را دوست بدارد و دشمنم با آنکه آنها را دشمن می دارد.» (33) اما به طور خصوص در مورد محبت فاطمه سلام الله علیها روایاتى نقل شده است که دلالت بر عظمت مقام آن بانوى یگانه می کند.
از جمله، سلمان روایت کرده است که پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِی فَهُوَ فِی الْجَنَّةِ مَعِی وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِی النَّارِ یَا سَلْمَانُ حُبُّ فَاطِمَةَ یَنْفَعُ فِی مِائَةِ مَوْطِنٍ أَیْسَرُ تِلْکَ الْمَوَاطِنِ الْمَوْتُ وَ الْقَبْرُ وَ الْمِیزَانُ وَ الْمَحْشَرُ وَ الصِّرَاطُ وَ الْمُحَاسَبَةُ فَمَنْ رَضِیَتْ عَنْهُ ابْنَتِی فَاطِمَةُ رَضِیتُ عَنْهُ وَ مَنْ رَضِیتُ عَنْهُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْه؛ (34) هر کس فاطمه سلام الله علیها، دخترم را دوست بدارد، او در بهشت با من خواهد بود و هر کس او را دشمن دارد، در آتش است. اى سلمان! محبت فاطمه سلام الله علیها در صد جا سود می رساند که کم‌ترین آن هنگام مرگ، قبر، میزان، حشر، صراط و محاسبه اعمال است. پس دخترم فاطمه از هر کس راضى باشد، من از او راضیم و هر کس من از او راضى باشم، خداوند از او راضى است.»
این گوشه اى از فضایل آن گوهر یکتا بود که در این مقال به رشته تحریر در آمد و باید در وصف آن حضرت گفت:
وصف تو بگذشت از قدر عقول             عقل در شرح شما شد بوالفضول

13. مزد رسالت، مودّت فاطمه سلام الله علیها
قرآن مجید محبت و مودت اهل بیت علیهم السلام را مزد رسالت دانسته و چنین می فرماید: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى »؛ (35)
«بگو من هیچ پاداشى از شما در برابر زحمات رسالتم به جز دوست داشتن اهل بیتم نمی خواهم.»
هنگامى که آیه فوق نازل شد، جمعى از صحابه از رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال کردند: «اى پیامبر خدا! آنان چه کسانند که خداوند محبتشان را بر ما واجب نموده است؟» حضرت در جواب فرمودند: «على و فاطمه و دو فرزندانشان علیهم السلام.» (36)
همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله محبت اهل بیت را اساس اسلام دانسته و می فرمایند:
«یَا عَلِی! الْإِسْلَامُ عُرْیَانٌ وَ لِبَاسُهُ التَّقْوَى ... وَ أَسَاسُ الْإِسْلَام حُبِّی وَ حُبُّ أَهْلِ بَیْتِی (37)؛ یاعلى! همانا اسلام عریان است و تقوا و پرهیزکارى لباس آن می باشد... و اساس اسلام محبت من و اهل بیت من است.» پس محبت فاطمه سلام الله علیها نیز به عنوان اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله اساس اسلام می باشد.
در روایت دیگرى حضرت رسول صلی الله علیه وآله پیرامون مودّت دخترش فاطمه سلام الله علیها و همسر و فرزندان او چنین می فرماید: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَکُم (قَالَهُ لِعَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْن)؛ (38) من دشمن کسى هستم که با شما دشمنى کند و یار کسى هستم که با شما از در مسالمت درآید.» (این مطلب را پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام فرمود).
همچنین آن حضرت در حدیث دیگرى می فرماید: «یَا سَلْمَانُ! مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ فَهُوَ فِی الْجَنَّةِ مَعِی وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِی النَّارِ؛ (39) اى سلمان! هر کس دخترم فاطمه سلام الله علیها را دوست بدارد، او در بهشت با من خواهد بود و چنانچه کسى او را به خشم آورد، جایگاهش آتش است.»

14. فاطمه مُحدَّثه سلام الله علیها
دانشمندان شیعه و سنى بالاتفاق قائل به وجود محدث در اسلام می باشند و معتقدند که بعد از پیامبر اسلام یقیناً بشرِ محدّث وجود داشته است؛ منتهى در مصداق آن اختلاف است. در تعریف محدث می گویند: «الْمُحَدَّثُ یَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا یَرَى شَیْئاً؛ (40) محدث صداى فرشته را می شنود؛ ولى آن را نمی بیند.»
امام صادق علیه السلام فرمود: «فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّه کَانَتْ مُحَدَّثَةً وَ لَمْ تَکُنْ نَبِیَّةً إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةُ مُحَدَّثَةً لِأَنَّ الْمَلَائِکَةَ کَانَتْ تَهْبِطُ مِنَ السَّمَاءِ فَتُنَادِیهَا کَمَا تُنَادِی مَرْیَمَ بِنْتَ عِمْرَانَ...؛ (41) فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله محدثه بود، نه پیامبر. فاطمه سلام الله علیها را از این جهت محدثه نامیده اند که فرشتگان از آسمان بر او نازل می شدند و با او همانند مریم سلام الله علیها، دختر عمران گفتگو می‌کردند.»
حضرت صادق علیه السلام سخن خود را چنین ادامه می دهند: «شبى حضرت صدیقه سلام الله علیها به فرشتگان هم صحبت خویش فرمود: «آیا آن زن که بر جمیع زنان عالم برترى دارد، مریم سلام الله علیها دختر عمران نیست؟» جواب دادند: «نه؛ زیرا مریم سلام الله علیها فقط سیده زنان عالم در زمان خودش بود؛ ولى خداى متعال تو را سیده زنهاى اولین و آخرین قرار داده است.»
و باز فرمود: «فاطمه سلام الله علیها بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله 75 روز بیش‌تر زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبریز کرده بود، به این جهت جبرئیل پى در پى به حضورش می رسید، و او را در عزاى پدر تسلیت می گفت. جبرئیل گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش وگاه از حوادثى که بعد از رحلت او بر ذریه اش وارد می شد، خبر می داد. امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آنچه جبرئیل گزارش می داد، می نوشت.» (42) مجموعه این سخنان به «مصحف فاطمه سلام الله علیها» معروف شده است.
در زیارتنامه حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز می خوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِیمَة ». (43)

15.علم و عصمت فاطمه سلام الله علیها

عطر گل یاس
یاس بوى مهربانى می دهد                  عطر دوران جوانى می دهد

یاس مثل عطر پاک نیت است                یاس استنشاق معصومیت است
یاس یک شب را گل ایوان ماست            یاس تنها یک سحر مهمان ماست
بعد روى صبح پرپر می شود                   راهى شبهاى دیگر می شود
یاس را آئینه ها رو کرده اند                    یاس را پیغمبران بو کرده اند
یاسها یادآور پروانه اند                          یاسها پیغمبران خانه اند
یاس خوشبوى محمد داغ دید                 صد فدک زخم از گل این باغ دید
باید از فقدان گل خونجوش بود                در فراق یاس مشکى پوش بود
حضرت زهرا دلش از یاس بود                 دانه هاى اشکش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه                     می چکانید اشک حیدر را به چاه
اشک می ریزد على مانند رود                بر تن زهرا گل یاس کبود (44)

پی نوشت :

1) گردآورندگان: حسین سلطان‌محمدی ، احسان فتاحی و سید جواد حسینی.
2) بحارالانوار، (بیروت، داراحیاء التراث العربى)، ج 43، ص 105.
3) ملتقى البحرین، ص 14؛ ر. ک: الجنة العاصمۀ، ص 148؛ کشف اللآلى، به نقل از فاطمه زهرا سلام الله علیها، بهجة قلب المصطفى، (تهران، نشر المرضیة، دوم، 1372) ص 9.
4) فرائد السمطین، ج 2، ص 68.
5) بحارالانوار، (پیشین)، ج 53، صص 179 - 180.
6) همان، (داراحیاء التراث العربى)، ج 43، ص 65.
7) فاطمة الزهراء سلام الله علیها، از سلسلة اعلام النساء (3)، على محمد على دخیل، ص 148.
8) تأویل الایات، ج 1، ص98.
9) عوالم العلوم، ج 6، ص 9.
10) بحارالانوار، ج 43، ص 44.
11) سفینة البحار، ج 2، ص 375.
12) اسد الغابۀ، ج 5، ص 523؛ کفایة الطالب، ص212؛ میزان الاعتدال، ج 2، ص18؛ مودة القربى، 104.
13) بحارالانوار، ج 8، ص 51؛ تفسیر فرات بن ابراهیم کوفى، ص 113.
14) بحارالانوار، ج 43، ص 4.
15) همان، ج 16، صص80 - 78.
16) بحارالانوار، ج 43، ص 55.
17) همان، ص 25؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 167، ح 4732.
18) همان، ص 53.
19) عوالم العلوم، ج 11، ص 78.
20) برگرفته از بحارالانوار، ج 43، ص 8.
21) برگرفته از زندگانى فاطمه زهرا سلام الله علیها، ص 181.
22) بحارالانوار، ج 43، ص 54.
23) بحارالأنوار، ج43، ص 29.
24) الفصول المهمة، ص 137.
25) مستدرک حاکم، ج 3، ص 151؛ و فاطمة الزهراء، ص 28.
26) الفصول المهمة، ص 137.
27) آل عمران/37.
28) مناقب آل ابى طالب، ج 3، ص 339.
29) فرائد السمطین، ج 2، ص 51 و 52.
30) همان، ص 73 و نیز ر. ک: همان، ص 31، 50، 68 و 59.
31) اصول کافى، با ترجمه سید جواد مصطفوى، ج 2، کتاب الحجة، باب مولد فاطمة الزهرا سلام الله علیها، ص 360، ح 10.
32) بحارالانوار، ج 43، ص 57 و 58.
33) همان، ص 25.
34) همان، ج 27، ص 116.
35) شوری/23.
36) فرائد السمطین، ج 2، ص 13، ش 359.
37) کنز العمال، ج 12، ص 105.
38) همان، ص 97.
39) همان، ج 2، ص 67.
40) بحارالانوار، ج 26، ص75 - 76.
41) همان، ج 14، ص 206 و ج 43، ص 78.
42) اصول کافى، ج 1، ص 241 و بحارالانوار، ج 22، ص 546، و ج 26، ص 41.
43) بحار، ج 97، ص 195.
44) نقل از کتاب کفشهای مکاشفه از: احمد عزیزی.

منبع : کتاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) / معاونت تبلیغ و آموزشهای کاربردی حوزه علمیه قم/ چاپ اول-1390.