تاریخ ارسال:س, 1395/05/05 - 20:06 شناسه: 123

انفاق در خطبه شعبانیه

نویسنده/ سخنران: 
پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: آگاه باشید هر که انفاق نماید به صدقه ای، برای اوست به وزن هر درهم، مانند کوه اُحد از نعمت های بهشت......

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین...

اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن...

الا که نور خدایی ... خدا کند که بیایی

تو سر غیب نمایی ... خدا کند که بیایی

به هر نفسی که توانم ... تو را همیشه بخوانم

الا که هستی مایی ... خدا کند که بیایی

تو احترام حریمی ... تو افتخار کلیمی

تو یادگار منایی ... خدا کند که بیایی

تو زمزمی ، عرفاتی ... تو مشعری ، تو منایی

تو رمز آب بقایی ... خدا کند که بیایی

تو را به عصمت زهرا ... بیا زغیبت کبری

دگر بس  است جدایی ... خدا کند که بیایی

یک تشرف:

شیخ حسین شماع مسئول چراغ های حرم امام حسین (علیه السلام) می گوید شب جمعه ای چراغ های حرم را خاموش کردم سید هاشم نائب التولیه درب های حرم را بست و به سمت حجره ای در رواق برای استراحت رفتیم  سید زودتر از همیشه یعنی دو ساعت به اذان صبح آمد درب حجره من، مرا صدا زد سید بلند شو وضو بگیر تا درب را برای زائرین باز نکردم بریم دو نفری بالای سر قبر سیدالشهداء (علیه السلام) نماز بخوانیم. وضو گرفتم درب باب قبله حرم را باز کرد وقتی وارد شدیم دیدیم سید عربی بالای سر قبر سیدالشهداء (علیه السلام) مشغول نماز  خواندن است سید به من گفت این آقا سید از کدام درب آمده؟ من مردم کربلا را می شناسم از اهالی کربلا نیست در لباس و هیئت حجازیون هست اما چه زیبا نماز میخواند چه هیبتی دارد. بریم ببینیم کدام درب را باز گذاشته بودیم رفتیم تمام درب ها را بررسی کردیم همه بسته بود سید به من گفت برگردیم از خود سید سئوال کنیم از کدام درب وارد شده است؟ وقتی برگشتیم کسی را ندیدیم.

سید هاشم عمامه خود را به زمین زد ناله می کرد و میگفت سید هاشم خاک بر سرت که امام زمانت را دیدی و نشناختی.

آقا چه می شود ما هم چشمانمان در حرم امام حسین (علیه السلام) به جمال شما منور گردد.

یا صاحب الزمان . یا صاحب الزمان

 انسان دو جور أجل دارد:

 اول: أجل حتمی و قطعی که قرآن میفرماید: لایستأخرون ساعتاً و لایستقدمون.

 آن أجل حتمی نه به تأخیر میافتد و نه زودتر انجام می شود.

شخصی نزد سلیمان آمد و شتابزده و گریان بود عرض کرد عزرائیل را دیدم نظر به من داشت درخواستم از شما انتقال به سرزمین هند است تا او را نبینم به ملک باد دستور انتقال او را به هند صادر فرمود. پس از ساعتی عزرائیل (علیه السلام) محضر سلیمان رسید حضرت به او فرمود چرا او را ترساندی عرض کرد نترساندم بلکه اجل قطعی او فرا رسیده بود محل قبض روح او را خداوند در هند فرموده بود او را قبل از ساعت قبض اینجا دیدم تعجب کردم که چگونه او میتواند مسیر این مکان را تا هند برود، تعجب کردم، از تعجب من ترسید. الا ایّ حالٍ سر ساعت مقرر به هند رفتم او را سر وقت قبض روح کردم الان از آنجا می آیم.

دوم: اجل غیر حتمی و غیر قطعی و به اصطلاح معلق

معلق از این نظر می گویند که این اجل از زمان ولادت هر لحظه ممکن است با اتفاق و حادثه و یا بلائی از راه برسد و جان شخص را بگیرد لکن قابل تعلیق و جابجایی است تا آنجا که میتوان آنقدر به تعلیق  انداخت تا موعد قطعیه برسد.

انسان در مسیر زندگی تا آخر عمر شاهد بلاهای عمر شکن است مثل دست اندازهایی می‌ماند که شاسی عمر را خرد میکند و عمر شخص را به پایان میرساند اما این دست اندازها قابل تدبیر و علاج و تأخیر است مانند راننده ای با لطافت از دست انداز عبور میکند و نمیگذارد به شاسی و جلوبندی ماشین آسیبی برسد.

در لسان روایات ابزاری معرفی شده اند که میتوان این اجل را به تأخیر انداخت یکی از این ابزار صدقه دادن و انفاق کردن به فقرا و مساکین است.

صدقه دادن از زبان شیطان:

 اگر چه شیطان با دادن صدقه مخالفت مى کند و از کسانى که مى خواهند از مال خود به نیازمندان ببخشند جلوگیرى مى‌نماید، اما وقتى که از ویژگى‌هاى صدقه دادن از او مى پرسند، حقیقت و منافع صدقه را بیان مى کند.
در یک دیدار، حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم) چند سؤال از او کردند، او همه را جواب داد. یکى از سؤ ال ها این بود که حضرت فرمود: اى ملعون ! صدقه دادن امت من نزد تو چگونه است و منافع صدقه چیست ؟ شیطان در جواب حضرت عرض کرد: یا رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم)! در صدقه دادن امت تو شش خصلت و منفعت است:

1- این که، با صدقه و بخشش کردن، نه تنها مال انسان کم نمى شود، بلکه هر روز بر دارایى صدقه دهنده افزوده مى شود.

2- این که، به واسطه صدقه دادن ، عمر طرف زیاد و مرگ هاى ناگهانى و حوادث ناگوار از او برطرف مى گردد. حدیثى در این باره وارد شده که صدقه دادن هفتاد نوع بلا را برطرف مى کند.

3- با صدقه دادن توانگرى پیدا مى شود و فقر و نادارى از بین مى رود.

4- صدقه به صاحبان و صدقه دهندگان خود تندرستى مى دهد، از دردها و رنج هاى گوناگون نجات مى یابند.

5- کفه اعمال صدقه دهندگان در روز قیامت سنگین مى شود و به خوبى و بدون ترس از پل صراط مى گذرند.

6- صدقه در روز قیامت دیوارى مى شود بین آتش جهنم و بخشش ‍ کنندگان ، به طورى که آتش جهنم نمى تواند به آنان اذیت رساند.

آن حضرت در این باره فرمودند: صدقه دادن پشت و کمر شیطان را مى شکند. درباره گفته هاى شیطان روایات زیادى در کتاب هاى حدیث موجود است مى توان از آنها استفاده کرد.

هم چنین آن حضرت فرمود: درباره وصى و جانشین من امیرالمؤمنین (علیه السلام) چه مى گویى؟ آیا تا حال بر او دست یافته اى؟ عرض کرد: من هرگز بر آن حضرت دست نیافته ام و نخواهم یافت. فقط راضیم که او مرا به حال خود واگذارد و اذیتم نکند؛ تاب دیدار آن حضرت را ندارم، چون او را ببینم مانند پنبه اى که در آتش افتد و بسوزد، مى سوزم.

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود: هیچ چیزی نیست مگر آن که فرشته ای بر آن موکل است، جز صدقه؛ چه آن که آن در دست خدا واقع می شود (بحارالانوار، ج96، ص127) این غایت شرف یک عمل است.

بدون آن که ادعای برشمردن همه آنها را داشته باشیم، به مواردی اشاره می کنیم:

 پاداش زیاد اخروی: چنانکه از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که فرمودند: آگاه باشید هر که انفاق نماید به صدقه ای، برای اوست به وزن هر درهم، مانند کوه أحد از نعمت های بهشت. (بحارالانوار، جلد 96، صفحه 115).

 با صدقه مال کم نخواهد شد، همانطور که از موسی بن جعفر (علیهما السّلام) از پدران بزرگوارش از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل شده که فرموده اند:

هیچ گاه مال انسان با صدقه کم نخواهد شد، پس صدقه بدهید و نترسید. (بحارالانوار، ج96، ص 131)

در روایت است که صدقه کمر شیطان را می شکند. (بحارالانوار، ج96، ص114)

صدقه مرگ بد را دفع می کند. (بحارالانوار،ج 96، ص 124)

 صدقه عمر را زیاد می نماید. (بحارالانوار"، ج 96، ص 119)

 صدقه روزی را زیاد، و فقر را برطرف می سازد. (بحارالانوار، ج96، ص118 و119)

 صدقه موجب شفا و دوای مریض است. (بحارالانوار، ج 96، ص 120)

 صدقه برای حفظ یک چیز، آن را از خطر خرابی محفوظ می دارد. (بحارالانوار، ج 96، ص 124)

 صدقه خانه و شهر را آباد سازد. (بحارالانوار، ج 96، ص 130)

 صدقه قضاء سوء حتمی آسمانی را برطرف کند. (بحارالانوار، ج96، ص130)

 صدقه از اذیت درنده نگهداری می نماید؛ چنانکه از حضرت رضا (علیه السلام) نقل شده که فرمودند: در زمان بنی اسرائیل قحطی شدیدی سالیان پی در پی پدید آمد. در نزد زنی بادیه نشین و بیابانی لقمه نانی بود. که می خواست آن را در دهان بگذارد، سائلی او را صدا زد، زن گفت: در چنین وقتی ببخشم. آن را به سائل داد، بچه کوچک او، در بیابان مورد حمله گرگ قرار گرفت، او را در دهان گرفت و فرار کرد. مادر به دنبال آن می دوید و فریاد می زد. پروردگار جبرئیل را فرستاد، بچه را از دهان گرگ گرفت و به مادر تحویل داد، و فرمود: "یا أمة الله" یعنی ای بنده خدا  آیا خوشنود شدی؟ این لقمه به جای آن لقمه است.(بحارالانوار، ج 96، ص 124)

صدقه مال انسان را از تصرف اشرار حفظ می کند؛ چنان که از پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) روایت شده، هر که در حالت اختیار مال خود را از خوبان دریغ دارد، خداوند در حالت اضطرار، مال او را نصیب اشرار کند. (بحارالانوار، ج96، ص131)

با این حساب، صدقه تجارت سودمندی است، چه در دنیا و چه در آخرت؛ چنان که از علی (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: هر گاه گرسنه شدید، با خدا به وسیله صدقه سودا کنید. (نهج‌البلاغه، ص 258، حکم)

ذکر توسل:

فرزندانش حسن و حسین (علیهما السلام) مریض شدند نذر کردند برای سلامتی این دو ریحانه رسول خدا  سه روز روزه  گرفتند هر شب برای هر نفر قرص نانی برای افطار تهیه می شد اما وقت افطار اول مسکین درب منزل را کوبید با اینکه همه گرسنه بودند اما همگی به آن مسکین انفاق کردند. هر گرسنه ای درب خانه زهرا (سلام الله علیها) را می‌کوبید و صدقه و انفاق بچه های زهرا را دریافت می‌کرد اما یک روز بچه های حسین (علیه السلام )هرجا گرسنه و تشنه می شدند و صدا به گریه بلند میکردند جواب آنها تازیانه های نیزه داران بود.

الا لعنت الله علی القوم الظالمین

کلمات کلیدی: